۲ اکتبر ۲۰۲۶ – بر اساس تحلیل بیش از ۳۲,۰۰۰ شرکت‌کننده در پایگاه داده بایوبانک بریتانیا (UK Biobank)، تخریب عصبی شبکیه ممکن است در سطوح A1c(میانگین قند خون سه ماهه) حتی پایین‌تر از آستانه‌ای که امروزه برای تشخیص پیش‌دیابت استفاده می‌شود، آغاز گردد.

محققان در بررسی رابطۀ میان میزان A1cو ضخامت لایه گانگلیون-پلیکسیوفرم داخلی (GCL-IPL)، یک نقطه عطف را در محدوده تقریبی ۵.۴ برای هموگلوبین گلیکوزیله(A1c) شناسایی کردند؛ که بسیار کمتر از آستانه ۵.۷ برای تشخیص پیش‌دیابت و آستانه ۶.۵ برای تشخیص دیابت است. همچنین، برای بررسی ضخامت کل ماکولا (لکه زرد)، این نقطه عطف حتی پایین‌تر و در حدود ۵.۳ تخمین زده شد.

دکتر رافائل سیمو، مدیر این مطالعه از واحد تحقیقات دیابت و متابولیسم موسسه تحقیقاتی وال‌دهبرون در بارسلون، هنگام ارائۀ این یافته‌ها در نشست سالانه انجمن اروپایی مطالعه دیابت (EASD) ۲۰۲۶، اظهار داشت: «این بدان معناست که از دست رفتن سلول‌های عصبی- نکتۀ بسیار حائز اهمیت- پیش از رسیدن به معیارهای تشخیصی فعلی دیابت، در حال وقوع است.»

برای درک بهتر ابعاد این یافته‌ها، باید دانست که شرکت‌کنندگان مبتلا به دیابت در مقایسه با افراد دارای سطح قند خون نرمال، حدود ۱ میکرومتر کاهش در ضخامت لایه  GCL-IPLداشتند که معادل تقریباً ۶.۵ سال نازک شدن شبکیه بر اثر پیری است. در میان شرکت‌کنندگان مبتلا به پیش‌دیابت نیز، ضخامت کل ماکولا حدود ۱.۵ میکرومتر کاهش یافته بود که با حداقل ۴ سال نازک شدن شبکیه ناشی از افزایش سن برابری می‌کند.

جست‌وجو برای یافتن نقطه عطف  A1cدر شبکیه

دکتر سیمو توضیح داد که تشخیص پیش‌دیابت و دیابت بر پایه آستانه‌های قند خون است که با بروز بیماری‌های ریزعروقی مرتبط هستند. با این حال، امروزه نگاه به رتینوپاتی دیابتی (آسیب شبکیه ناشی از دیابت) بیش از پیش به عنوان یک بیماری پیچیده «عصبی-عروقی» است؛ به این معنا که تخریب عصبی در مراحل اولیه تکامل این بیماری رخ می‌دهد.

او گفت: شواهد محکمی وجود دارد که نشان می‌دهد "نازک شدن لایه‌های عصبی خاص در شبکیه" می‌تواند پیش از آنکه ناهنجاری‌های ریزعروقی با معاینۀ چشم (افتالموسکوپی) قابل تشخیص باشند، اتفاق بیافتد. پس اگر این‌گونه است، چرا باید منتظر بمانیم تا آسیب‌های عروقی ظاهر شوند؟

از این رو، دکتر سیمو و همکارانش بررسی کردند که آیا تخریب عصبی شبکیه ممکن است در سطوح  A1cپایین‌تر از نقاط تشخیصی فعلی آغاز شود یا خیر، و اگر چنین است، آیا می‌توان آستانه A1c مرتبط با نازک شدن لایه‌های عصبی شبکیه را شناسایی کرد.

این تحلیل شامل ۳۲,۵۸۱ شرکت‌کننده از بیوبانک بریتانیا بود که سابقه تشخیص دیابت نداشتند. افرادی که دارای بیماری‌های چشمی مؤثر بر ضخامت شبکیه یا بیماری‌های تخریب‌کننده سیستم عصبی بودند، از مطالعه کنار گذاشته شدند. ضخامت شبکیه با استفاده از دستگاه طیف‌سنجی  او‌سی‌تی حوزه طیفی (SD-OCT) ارزیابی شد.

محققان از تحلیل «اسپلاین مکعبی محدود» برای بررسی روابط غیرخطی میان  A1cو ضخامت شبکیه استفاده کردند. تحلیل‌ها با در نظر گرفتن متغیرهایی نظیر سن، جنسیت، میانگین فشار خون شریانی، دور کمر، نژاد، وضعیت مصرف دخانیات و الکل تعدیل شدند.

نازک شدن شبکیه پیش از مرحله پیش‌دیابت

رابطۀ میان  A1cو ضخامت شبکیه غیرخطی بود. در لایه GCL-IPL، ضخامت شبکیه ابتدا کمی افزایش یافته و سپس در نقطه عطف  A1cحدود ۵.۴، دچار کاهش تدریجی شد و با افزایش A1c، نازک شدن بیشتر ادامه می‌یافت. الگوی مشابهی در سایر لایه‌های عصبی شبکیه مشاهده شد، در حالی که اپیتلیوم رنگدانه‌ای شبکیه (RPE) رفتار متفاوتی داشت.

هنگامی که از ضخامت کل ماکولا به عنوان یک معیار یکپارچه برای تمام لایه‌های عصبی شبکیه استفاده شد، تفاوت‌های معناداری نه تنها میان افراد مبتلا به پیش‌دیابت و دیابت، بلکه میان افراد مبتلا به پیش‌دیابت و افراد با قند خون نرمال مشاهده گردید. نقطه عطف تخمینی برای ضخامت کل ماکولا در سطح  A1cحدود ۵.۳ بود.

این یافته‌ها از این مفهوم حمایت می‌کنند که تغییرات عصبی شبکیه می‌تواند پیش از ناهنجاری‌های عروقی (که به‌طور سنتی با رتینوپاتی دیابتی مرتبط هستند) رخ دهد.

دکتر سیمو با اشاره به اینکه داده‌های آن‌ها مفهوم «تخریب عصبی به عنوان یک رویداد اولیه در رتینوپاتی دیابتی» را تقویت می‌کند، افزود: «در مجموع، این یافته‌ها نشان می‌دهند که ممکن است نیاز باشد در تشخیص فعلی دیابت بر اساس سطوح  A1cبازنگری شود.»

چه عاملی می‌تواند باعث این تغییرات شود؟

محققان خاطرنشان کردند که این مطالعه‌ی مشاهده‌ای نمی‌تواند ثابت کند که سطوح  A1cدر محدوده نقاط عطف شناسایی‌شده، عامل اصلی تخریب عصبی شبکیه هستند؛ همچنین این نقاط عطف لزوماً نشان‌دهنده آستانه‌های بالینی نیستند که در آن یک بیمارِ خاص دچار رتینوپاتی شود.

برای تعیین اینکه آیا نازک شدن شبکیه در این سطوح پایین‌ترِ A1c، پیش‌بینی‌کننده رتینوپاتی دیابتی یا دیابت در آینده است یا خیر، به تحقیقات طولی بیشتری نیاز است. همچنین باید بررسی شود که آیا معیارهای سنجش شبکیه با استفاده از دستگاه  OCTمی‌توانند در نهایت در شناسایی افرادی که در معرض خطر افزایش‌یافته متابولیک یا چشمی هستند، نقش داشته باشند یا خیر.

دکتر سیمو همچنین تأکید کرد که این مطالعه برای تعیین مکانیسم زمینه‌ای این ارتباط طراحی نشده است. با این حال، او از "مقاومت به انسولین" به عنوان یکی از عوامل احتمالی یاد کرد.

او توضیح داد که شواهد تجربی پیشین نشان می‌دهند که مقاومت به انسولین در داخل چشم می‌تواند در تخریب عصبی شبکیه نقش داشته باشد. سلول‌های عصبی شبکیه دارای گیرنده‌های انسولین هستند و اختلال در پیام‌رسانی انسولین می‌تواند بقای این سلول‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. دکتر سیمو همچنین به شواهدی اشاره کرد که مقاومت به انسولین در سطح کل بدن را با نازک شدن لایه‌های عصبی شبکیه مرتبط می‌سازد.

او گفت تمام این موارد «مقاومت به انسولین را به عنوان مهم‌ترین عنصری که این یافته‌ها را توضیح می‌دهد، برجسته می‌کند.»

آیا مداخله زودهنگام می‌تواند کمک‌کننده باشد؟

دکتر لنا تورن، مدیر جلسه، در ضمن اظهارنظر دربارۀ این یافته‌ها، خاطرنشان کرد که نازک شدن زودهنگام لایه‌های عصبی شبکیه این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا مداخله زودهنگام می‌تواند روند بیماری را تغییر دهد یا خیر.

او پرسید: «شما نشان دادید که نازک شدن لایه‌های عصبی شبکیه در مراحل بسیار اولیه فرآیند بیماری رخ می‌دهد، اما آیا شواهدی وجود دارد که نشان دهد مداخلات در مراحل اولیه بتواند سرعت نازک شدن شبکیه را کاهش دهد؟»

دکتر سیمو پاسخ داد که در مطالعات تجربی (آزمایشگاهی) شواهدی در این زمینه وجود دارد، اما وقتی دکتر تورن به‌طور مشخص پرسید که آیا این موضوع در انسان‌ها نیز ثابت شده است، او پاسخ منفی داد.

منبع:

https://www.medscape.com/viewarticle/retinal-neurodegeneration-may-begin-before-prediabetes-a1c-2026a10010xe?src=